خرید بک لینک
1)یک پست بسیار طویل نوشته بودم اما در یک حرکت انتحاری پاکش کردم... چون از اول تا آخرش فقط غر زدم، غر زدن رو دوست ندارم، همیشه یه عالمه انرژی منفی ازش میگیرم، ولی خب چه کنم گاهی شرایط می طلبه که یکم غز برنم، کجا بهتر از اینجا... 2) دانشگاه رفتنم رو

برچسب: نویسنده: پارسا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:23

صبح پاشی، ببینی هم اتاقی ها میگن باید یخچال اتاقو تمیز کرد، بری دست به کار بشی کنارشون، کمکشون کنی، یهو ببینی ساعت ده و نیمه، بدوبدو آماده بشی تا خودت رو به دانشگاه برسونی، آخه یه نشست قراره برگزار بشه و تو باید هر طور شده باشی... بری ، حرفای قشنگ بش

برچسب: نویسنده: پارسا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:23

1. وقتی یه خواسته ای تو دلت باشه ولی بدونی هیچ جوره ی هیچ جوره مکانش نیست که بهش برسی، یچ راهی برای رسیدن به اون خواسته وجود نداشته باشه، چه می کنی؟ بیخیالش میشی؟ من نمیتونم بیخیالش بشم... کسی میدونه باید چه کرد؟ 2. مامان این روزا هی زنگ میزنه میگخ خ

برچسب: نویسنده: پارسا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:23

برای ثبت 95 پستی نوشته بودم... پاک شد... طویل نبود ولی عمرا بشینم از اول بنویسم...سال 95 هم مثل همه ی سالا بالا و پایین های زیادی داشت.... همین:|

واقعا دلم نمیخواد بیشتر از این بنویسم:|

برچسب: نویسنده: پارسا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:23

سال نو با پنج شیش روز تاخیر مبارک... راستش از لحظه ی سال تحویل تا خود الان اینقده سرم شولوخ بوده که نشد ذهنمو برای نوشتن مرتب کنم... بله دقیقا از لحظه ی تحویل سال! آنجایی که نزدیک بود کل خونه منفجر بشه:| واسه چی؟ واس خاطر بالارفتن بیش از اندازه ی دما

برچسب: نویسنده: پارسا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:23

اینکه هر سری که میام اینجا و آمار بازدید رو میبینم و مشاهده می کنم که بله همچنان هستند دوستانی که به اینجا سر بزنن دلم میگیره:| از خودم که دیگه دستم به نوشتن نمیره... گاهی باید دور بود... از دنیای مجازی حتی از دنیای واقعی...

من احتیاج به یک دوری دارم تا بتونم رفرش بشم...

به زمانی رسیدم که حتی نوشتن هم باعث نمیشه تخلیه بشم....

مدتی نمی نویسم...

یا علی

برچسب: نویسنده: پارسا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:23

یاد بگیر که کلید دلت رو دست هر کسی ندی که راحت قفلش رو باز کنن و راحت تر ازت سواستفاده کنن.....

برچسب: نویسنده: پارسا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:23

حد وسط نداره... عصبانی که میشه همه پلهای پشت سرش رو خراب می کنه.... دوست داشتنش هم غیرعادیه...

پ.ن: هم اتاقی

برچسب: نویسنده: پارسا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:23

برای نمایشگاه کتاب نیرو میخواست، دوستیمون سن و سال زیادی نداره ولی خیلی عمیقه... خودم که نتونستم برم ولی به بچه های اتاق گفتم، دو تاشون رفتن و پذیرفته شدن...

نمایشگاه کتاب از امروز شروع شده ولی هنوز پا نشده بره:|

از خواب صبحش نمیتونه دل بکنه:|

بهش پیام دادم دوست جونم درسته معرفیشون کردم ولی کوتاهی هاشون باعث نشه از من ناراحت بشی...

گفت نگران نباش، تو برای من عزیزی...

برچسب: نویسنده: پارسا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:23

اردیبهشت که یک دلبره، بماند که من شمالی عاشق بوی بهار نارنجم و تهران هم فاقد این عطر بهشتی، ولی خداییش تهران بهارای قشنگی داره... اگه عطر بهار نارنج هم داشت که دیگه بهشت می شد... تو کوچه بوی پیچ امین الدوله پیچیده، من اصلا دلم میخواد کوچه نشین بشم این ماه رو...

فقط کاش این بی حالی و تنبلی تو بهار نبود....

برچسب: نویسنده: پارسا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:23

صفحه بندی